نا گفته های یک...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب
  • ۹۱/۱۱/۲۵
    ...

عمه سادات بی قراره

چهارشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۱، ۱۰:۴۷ ق.ظ
امشب به یاد عمِّه ی سادات مضطرم
گریه کن مصیبت و غمهای خواهرم

شد کهنه پیرهن همه ی عشق و باورم
مثل غروب غصِّه و غم فکر معجرم

راویِّ قصِّه های غریبیِّ دلبرم
هجران سر آمده به خدا گریه می کنیم
*
در زیر آفتابم و مثل تو تشنه لب
جان دادن شبیه تو شیرینتر از رطب

از دوریِّ تو زینب غمدیده کرده تب
یکسال و نیم زندگیِّ بی تو العجب!!!

کردم شکایت از غم هجران تو به رب
با حق به یاد فاصله ها گریه می کنیم
*
یکسال و نیم درد جدایی کشیده ام
حالا ببین چگونه کنارت رسیده ام

هرگز عجیب نیست اگر قدخمیده ام
آخر به روی نیزه سر یار دیده ام

چوبی به لب نشست و لبم را گــَزیده ام
ای زینبی بدان که کجا گریه می کنیم؟!
*
جایی که از حسین بخوانیم کربلاست
مهمان روضه ی غم گودال تو خداست

دارم یقین که مادر ارباب پیش ماست
همراه دخترش شده تب دار نینواست

شیب الخضیب غصِّه ی زهرا و مرتضاست
آهی کشید مادر و ما گریه می کنیم
*
آهی کشید و زیر لبش گفت یا حسین
دیدم که می زنی گل من دست وپا حسین

دشمن سر تو برده روی نیزه ها حسین
زینب کجا و بزم حرامی کجا؟! حسین

چوب است مزد قاریِّ قرآن ما حسین
ما تا ظهور عدل و صفا گریه می کنیم
  • سید مهدی

نظرات  (۲)

شیب الخضیب غصِّه ی زهرا و مرتضاست...
.
.
.
سلام....احسنت...!
به ما هم سر بزنید...به صرف شعر آئینی...
  • زمزمه باران
  • سلام
    ممنون از حضورتون...
    شعر زیبایی بود..
    التماس دعا
    یازهرا

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی