نا گفته های یک...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب
  • ۹۱/۱۱/۲۵
    ...

۲ مطلب با موضوع «تسلیت» ثبت شده است

۲۸
فروردين

 

کجایی مادر؟

کچایی مادر پهلو شکسته؟

کجایی آسمان خفته در خاک؟

کجایی روشنای خانه

کجایی یگانه واژه هستی؟

کجایی ...

من لرزش دستان تو را بر کوبه های منازل،درکوچه و پس کوچه های سرد و خسته مدینه یافتم.

خط تو را که بر پوست هر ستاره،غزل آفتاب را می نوشتی،خواندم.

من نشان کبودین تو را از قافله هایی که از کنار بقیع میگذشتند گرفتم......

در حجم نگاه تو،افق هم رنگ می باخت.......

کجایی دلبر علی؟

-----------

ناگهانی از خزان، دست های تو را برگ ریز شد و بی صدا و خاموش،کنج غربتی 18 ساله خانه کرد.
اشک مجال باریدن گرفت بر بی نشانی مزاری که سجده گاه یاس های عالم بود.
طعم غم آلود سیلی،درد فدک را به کبود روز های مظلوم زمین بخشید و طنین فریادی خاموش،برای همیشه در گوش تاریخ ماند.

آن شب نه علی،که کائنات هم گریستند!!
آن شب،شب تلخی بود؛ شب وداعی بارانی،شب غربتی خاموش.
آن شب،آسمان مدینه در سکوتی سرد شعله ور شد و ماه،بر سرزنان و سینه کوبان زنجیر زن ستاره ها شد.
آن شب،ام ابیها پیراهن «انّا الیه راجعون» را بر تن کرد.

آن شب،ناله بود که کی وزید،درد بود که می چکید؛ اشک بود که می بارید.
آن شب،اندوهی جانکاه، کوچه های مدینه را می دوید و در هجوم بغض های کال به گریه می شکست.
آری! آن شب،ناگهانی از خزان، از سمت غم آلود ترین حادثه ها وزید و پنجره روشن یادها را برای همیشه شکست.

چگونه تو را نگریم،بی تاترین بهار!
در حجمی غمگین، در هجدهمین آیه نور، در سکوتی تلخ و در تلاوتی کبود محو شدی!
بوی یاس از قامت تو وزیدن گرففت. فدک به نام تو ایستاد.

تاریخ در حجم غم باد های رفتن تو مچاله شد
تا بی خویش و خسته گام بگذارد به روز های تا همیشه غمگین و تنها.

به سینه می کوبد
هزار و چهارصد ساله بغضش را مدینه.
و یاس، طرح چشمان کبودت را به تفسیر کوثر می نشیند.

چگونه تو را نگریم
ای هجده سالگی باران؟!

پ ن:

۱)ادامه مطلب دارد
۲)

بولهب زنده شد و در کوچه راهم را گرفت              ضربت دستان او نور نگاهم را گرفت
مجتبی می خواست گردد جان پناهم یاعلی              با لگد آن بی حیا از من پناهم را گرفت
خواستم  آهی کشم  شاید سبک  گردد  دلم           پشت دستی آمد از کین؛  راه آهم  را گرفت

 

ایام جانگداز شهادت اسوه ی زنان بهشت حضرت فاطمه ی زهرا(س) مقتدای شهدای گمنام تسلیت باد.

 

آمیخته چون روح در آب و گل ماست           همواره مقیم دل ناقابل ماست
ای زائر عطر گل! کجا می گردی؟    آرامگه حضرت زهرا(س) دل ماست

چه ساده اند آنها که فکر می کنند من عکس تو را ............... به دیوار اتاقم آویزان کرده ام... آنها نمی دانند من دیوارهای اتاقم را به عکس تو آویخته ام

  • سید مهدی
۱۹
بهمن
  • سید مهدی