نا گفته های یک...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب
  • ۹۱/۱۱/۲۵
    ...

۲ مطلب در ارديبهشت ۱۳۸۸ ثبت شده است

۱۱
ارديبهشت

 

دختر آمد حیف مادر میرود

                     زینب آمد

                               حیف

کوثر میرود

 

بسم الله
مادرا من خجلم
تو ببخشا که اگر صورت من نیلی نیست
یا که رخساره حق خواهی من ضربه خور سیلی نیست
پلک سالم دارم
بازو و پهلوی من بی درد است
لیک چشمانم اگر بهر تو گریان نشود نا مرد است
شد فدک باغ نمک بر دل پر ریش علی
مادرم شکر خدا که نخوردی به زمین پیش علی

کوچه ها غوغا بود
همه مردم نامرد
باغ دربش میسوخت
چار بلبل به ترانه مشغولبی خبر از همه جا
باغبان تنها بود
شاپرک له شده بود
غنچه یاس به زیر پا بود
باغبان تنها بود
ریسمان بر گردن
باغبان را بردند

میرسیدم به نوایی ای کاش
میشدم کهنه نخی ناقابل
میرسیدم به وصال
یا به نعلین علی
یا بر آن چادر کهنه که تو را بود به سر
مادر خاکی من
کاش خاکی بودم
میشدم مهر نماز
به عروج شب پیشانی تو میرفتم
واندر آن خلوت دور از اغیار
سجده ام را به تو میبخشیدم.

*کاش
شب رقص جنون شهدا در فکه
شال سبزی یه کمر
ذکر قدوسی یا فاطمه بر پیشانی
مصحفی کوچک در جیب لباس خاکی
که اگر تیر به قلبم میخورد
پیش از آن قاری قرآن می شد

*کاش

 بسان همه سادات بسیجی که به خاک افتادند
زائر آن قد بی مرقد تو می گشتم
گر اجازه به سخن میدادی
با صدایی لرزان جمله ای میگفتم
"مادرم قبرت کو"

  • سید مهدی
۰۸
ارديبهشت
بار سنگین نگاه آیه ها، خم نموده قامت دلداده ها
در سماع سوره هایت تا شدم
در قنوتم باده ای ده از شراب، غرقه شو در دیده ی دریا ز آب
ربناهای مرا بالا ببر، نا امیدم کرده این چشمان تر
ای رکوعت شاخه ی پر بار دل، ای تواضع از نگاه تو خجل
بر دو کتفم داغ قربانی بزن، یا به سر تاج سلیمانی بزن
من نه بی قدرم که عالم در سجود، از برای من به خاک افتاده بود
هان ببین افتاده ام از پا برت..
گو موذن برکشد فریاد را، تیشه ای ده تیشه ای فرهاد را
این دل قاسی چو کوهی سنگ شد، در فراغت در هزاران رنگ شد
این اذان است یا صدای پای یار، این نسیم است یا نوای جویبار
پر کنید از گوشه هایش گوشتان، تا کند با نغمه ای مدهوشتان
گر نوایش بر لب داوود بود، از سماعش عالمی نابود بود
ای موذن وعده ی دیدار کو، از جمال نازنین یار گو
گو چگونه او ز بهتر بهتر است، گو چگونه از همه بالاتر است
  • سید مهدی