نا گفته های یک...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب
  • ۹۱/۱۱/۲۵
    ...

اللهم ارحم من لا یرحمه العباد

چهارشنبه, ۱ خرداد ۱۳۸۷، ۰۸:۳۸ ب.ظ

 

 

اللهم ارحم من لا یرحمه العباد

 

و اقبل من لا یقبله البلاد

..................

یاد باد آنکه نهانش نظری با ما بود

  • سید مهدی

نظرات  (۴۳)

سلام بیا تبادل لینک کنیم
  • پسری از نسل زرتشت
  • درود
    جوابت رو دادم در وبلاگم لطفا بیا ببین....
    بدرود
  • پسری از نسل زرتشت ((فلانی))
  • سلام می خوام بحثی که بین ما اتفاق افتاد اینجا بذارم تا بقیه هم نظز بدن لطفا تمام این پست هارو درج کن و گرنه معلومه جایی از کارات میلنگه مرسی
    بقره :..... لیکن مردان را بر زنان افزونی و برتری خواهدداد و خدا بر هر چیز توانا و در همه امور عالم داناست((228))
    اینم گواهی بر اینکه حرف خدا 2 تا شده و از تصمیم خود برگشته:
    بقره :حلال شد برای شما در شب های ماه رمضان مباشرت با زنان خود که انها جامعه ی سترو عفاف شمایند و شما نیز لباس عفاف انها هستید خدا چون دانست که شما در کار مباشرت زنان با نافرمانی/ نفس خود را به ورطه ی گناه می افکنید لذل از حکم حرمت خود((مباشرت با زنان در رمضان)) در گذشت و گناهان شما را بخشید اکنون در رمضان رواست که با زنها بحلال مباشرت کنید.....((187))
    ایه ای در مورد زنان :
    بقره:زنان کشتزار شمایند پس برای کشت به انها نزدیک شوید هرگاه مباشرت ان ها را می خواهید و برای سفر ابدی چیزی پیش فرستید...((223))
    نسا : مردان را بر زنان تسلط است زیرا مردم از مال خود به انها نفقه می دهند پس زنان شایسته در غیاب مردان حافظ حقوق شوهران باشند و زنانی که از مخالفت و نگهداری انها بیمناکید نخست انها را موعظه کنید اگر مطیع نشدند از خوابگاه انها دوری گزینید و باز اگر مطیع نشدند ان ها را به زدن تنبیه کنید اگر اطاعت کردند دیگر حق هیچ ستمی ندارید که همانا خدا بزرگوار است((34))
    ایاتی راجب بوزینه و خوک شدن افراد :
    مائده : بگو ای پیغمبر ایا شما را اگاه سازم که کدام قوم را نزد خدای منتقم بدتزین پاداش استکسانی که خدا بر انها لعن و غضب کزد و انان را به بوزینه و خوک مسخ کرد(مانند یهودیان که با حرمت حکم روز شنبه مخالفت کردند و مسخ به بوزینه شدند)...((60))
    اعراف : انگاه که سرکشی و تکبر کرده و انچه ممنوع بوده را مالک شدند گفتیم به شکل بوزینه شوید که دور از زحمت خدا باشسید ((166))

    سوره تحریم : تمام ایات واقعا عجیبه حتما خوانده شود
    این نمونه هایی از ایات مشکوک قران راجب دیدگاه اسلام راجب:
    زن((کشتزار مردان-دادن حق کتک زدن زنان توسط شوهرش به دلیل عدم فرمانبرداری و...)) ونکاتی راجب خوک و بوزینه شدن انسان ها به دلیل نا فرمانی(( پس الان در حال حاضر بوزینه ها و خوک ها از نسل یهودیان سرکش هستند طبق این ایات ...)))
    و آیاتی راجب مباشرت مردان و زنان مومن در ماه مبارک رمضان ((که گویا چندی پیش از این ایه خدا ممنوع و حرام میدانست و ناگهان تصمیم خویش را تغییر میدهد چون مومنان نمی توانند 1 ماه جلوی خویش را بگیرند پس خدایشان به یاریشان می شتابد و در ادامه ی این ایات از مومنان خواسته شده حداقل به خاطر این لطف بزرگ خدا در مسجد زنان و مردان جلوی خودشان را بگیرند وخدای حکیم مسلمانان از کرده ی خویش پشیمان می شود و مباشرت در رمضان را حلال اعلام می کند)) ونکته ی بعدی سوره ی تحریم بود که ایات جالبی راجب پیامبر نوشته(( گویا روزی پیامبر با یکی از کنیزانش مباشرت می کند و یکی از همسرانش این صحنه را مشاهده می کند و پیامبر به او می گوید این موضوع را به عایشه بازگو مکن که من دیگر ای زن را به خود حرام کردم وانجاست که ایه نازل میشود> و در ایات بعدی به زنان پیامبر هشدار می دهد که در این موارد با پیامبر بحث نکنید وگر نه راه طلاق برای پیامبر باز است و هشدار می دهد که به جبرئیل دستور میدهم بهترین زنان را به عقد پیامبر در آورد...)) و ایات بعدی هم خودتون بخونین که نگین ار خودم گفتم واقعا جالبه!!
    و نکته ی بعدی منبع من کتابی است به نام :قران کریم با ترجمه و تفسیر مهدی الهی قمشه ای.
    اگر اشتباهی است یا مشکل دارد اشکال از دکتر قمشه ای یا از ان کتاب است
    موفق باشید و به عقل خودتون رجوع کنید
    من به خدا اعتقاد دارم ولی به خدای واقعی نه خدای اسلام...
  • ارمیا به فلانی((1))
  • بسم الله
    احل لکم لیله الصیام...
    بقره 187
    به طور خلاصه میگم. اگه فهمیدی که فهمیدی . اگه نفهمیدی برو ...
    در آغاز نزول حکم روزه مسلمانان تنها حق داشتند قبل از خواب شبانه غذا بخورند و چنانکه کسی در شب به خواب میرفت و بعد بیدار میشد خوردن و آشامیدن بر او حرام بود.و همچنین در آن زمان آمیزش با همسران در شب و روز ماه رمضان حرام بود.

    یکی از اصحاب به نام مطعم ابن جبیر که مرد ضعیفی بود و با این حال روزه میداشت نزدیک افطار به خانه رفت و تا همسرش برای او افطار آماده کند خوابش برد و زمانی که بیدار شد گفت من نمیتوانم چیزی بخورم. فردا برای حفر خندق(در آستانه جنگ احزاب) حاضر شد و در اثنا کار بیهوش شد.همچنین جمعی از جوانان که قدرت کنترل بر خود را نداشتند شبهای ماه رمضان با همسران خود آمیزش میکردند.
    در این زمان آیه نازل شد و اجازه داده شد در تمام طول شب میتوانند غذا بخورند و با همسران خود آمیزش داشته باشند
    این آیه توسعه در حکم روزه است و دارای 4 بخش است که در زمینه روزه و اعتکاف میباشد
    قرآن علت تغییر این حکم را این گونه بیان میکند:
    خداوند میدانست شما بر خود خیانت میکنید واین عمل ممنوع را انجام میدهید برای همین حکم عوض شد. خداوند شما را بخشید و....
  • ارمیا به فلانی((2))
  • بسم الله
    نسائکم حرث لکم
    آیه 223 بقره
    این آیه اشاره به هدف نهایی آمیزش جنسی دارد= همسران شما محل بذر افشانی
    در این جا زنان تشبیه به مزرعه شده اند ونکته باریک این تشبیه ضرورت وجود زن در اجتماع انسانی است.زن وسیله اطفائ شهوت و هوسرانی نـــــیــــــــست بلکه وسیاه ای برای حفظ حیات نوع بشر است.زیرا بعد از آن میفرماید با اعمال صالح و پرورش اولاد صالح آثار نیکی از خود بفرستید
    این یک ذخیره معنوی برای قیامت است و هشدار میدهد در انتخاب نوع همسر دقت کنید
    .........................
    و لهن مثل الذی علیهن...
    آیه 229 بقره
    در این آیه وجود حقوق متقابل زن ومرد بیان میشود و با توجه به اختلاف بین نیروهای جسمی و روحی زن ومرد مدیریت خانواده بر عهده مردان و معاونت آن بر عهده زنان است. آوردن واژه معروف به معنای کار نیک و معقول آن هم 12 بار در این آیات به این معناست که هرگز از حق خود سو استفاده نکنند و با احترام متقابل وایف را انجام دهند...............................

    الرجال قوامون علی النسا
    آیه 34 سوره نسا
    این آیه قرآن تصریح میکند که مقام سرپرستی باید به مرد سپرده شود و این جا منظور اجحاف و استبداد و تعدی نیست.
    بلکه منظور رهبری واحد منظم با توجه به مسئولیت هاست
    در ادامه میفرمایدد : این سر پرستی به خاطر برتریهایی است که ()از نظر نظان اجتماع) خداوند برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است و در ادامه میگوید و نیز این سرپرستی به خاطر تعهداتی است که مردان در مورد پرداختهای مالی در برابر زنان و خانواده به عهده دارند

    در ادام هآیه زنان را به دو بخش نقسیم میکند
    که در مورد دسته دوم که به وظایف خود عمل نمیکنند و ...سه قسمت آمده
    اول نصیحت
    دوم دوری کردن
    سونم تنبیه
    به هر حال یکی از این سه راه برای قبولاندن زن به انجام وظـــــیفه کار ساز است. در انتهای آیه خدائند به مردان هشدار میدهد که از موقعیت خود سوئ استفاده نکنند و به قدرت خدا که بالا تر از همه قدرتهاست بیندیشند
  • ارمیا به فلانی((3)) در مورد سوره تحریم
  • شان نزول : پیامبر(ص ) گاه که نزد ((زینب بنت جحش )) (یکى از همسرانش )مى رفت زینب او را نگاه مى داشت و از عسلى که تهیه کرده بود خدمت پیامبر(ص ) مى آورد, این سخن به گوش ((عـایـشـه )) رسـیـد, و بـر اوگـران آمـده , مـى گوید: من با ((حفصه )) (یکى دیگر از همسران پـیـامـبـر(ص )) قـرارگـذاشتیم که هر وقت پیامبر(ص ) نزد یکى از ما آمد فورا بگوئیم , آیا صمغ ((مغافیر))خورده اى ؟!.
    ((مـغافیر)) صمغى بود که یکى از درختان حجاز به نام ((عرفط)) تراوش مى کرد وبوى نامناسبى داشت و پیامبر(ص ) مقید بود که هرگز بوى نامناسبى از دهان یا لباسش استشمام نشود.
    روزى پیامبر(ص ) نزد ((حفصه )) آمد, او این سخن را به پیامبر(ص ) گفت .
    حـضـرت فـرمـود: مـن ((مـغـافیر)) نخورده ام , بلکه عسلى نزد زینب بنت جحش نوشیدم , و من سـوگـنـد یاد مى کنم که دیگر از آن عسل ننوشم ولى این سخن را به کسى مگو ـمبادا به گوش مردم برسد, و بگویند چرا پیامبر غذاى حلالى را بر خودتحریم کرده , و یا از کار پیامبر در این مورد و یا مشابه آن تبعیت کنند, و یا به گوش زینب برسد و او دل شکسته شود.
    ولـى سـرانـجـام او ایـن راز را افـشـا کـرد, و بـعدا معلوم شد اصل این قضیه توطئه اى بوده است , پـیامبر(ص ) سخت ناراحت شد و پنج آیه اول این سوره نازل گشت ـ و ماجرا را چنان پایان داد که دیگر این گونه کارها در درون خانه پیامبر(ص )تکرار نشود
  • ارمیا به فلانی((4))
  • تفسیر:
    سرزنش شدید نسبت به بعضى از همسران پیامبر(ص ).
    بدون شک مرد بزرگى همچون پیغمبر اسلام (ص ) تنها به خودش تعلق ندارد,بلکه به تمام جامعه اسـلامى و عالم بشریت متعلق است , بنابراین اگر در داخل خانه او توطئه هایى بر ضد وى , هرچند به ظاهر کوچک و ناچیز, انجام گیرد نباید به سادگى از کنار آن گذشت .
    آیـه مـوردبحث در حقیقت قاطعیتى است از سوى خداوند بزرگ در برابرچنین حادثه اى , و براى حفظ حیثیت پیامبرش .
    نـخست روى سخن را به خود پیامبر(ص ) کرده , مى گوید: ((اى پیامبر! چراچیزى را که خدا بر تو حـلال کرده به خاطر جلب رضایت همسرانت بر خود حرام مى کنى ))؟! (یـا ایها النبى لم تحرم مـا احل اللّه لک تبتغى مرضـات ازواجک ).
    مـعـلـوم اسـت کـه ایـن تحریم , تحریم شرعى نبود, بلکه بطورى که از آیات بعداستفاده مى شود سـوگندى از ناحیه پیامبر(ص ) یاد شده بود و مى دانیم که قسم خوردن بر ترک بعضى از مباحات گناهى ندارد.
    بـنـابـراین جمله ((لم تحرم )) (جرا بر خود حرام مى کنى ؟) به عنوان عتاب وسرزنش نیست بلکه نوعى دلسوزى و شفقت است .
    سپس در پایان آیه مى افزاید: ((و خداوند آمرزنده و رحیم است )) (واللّه غفوررحیم ).
    ایـن عـفـو و رحمت نسبت به همسران است که موجبات آن حادثه را فراهم کردند که اگر راستى توبه کنند مشمول آن خواهند بود.
    (آیـه2)ـ در ایـن آیـه اضافه مى کند: ((خداوند راه گشودن سوگندهایتان را (دراین گونه موارد) روشن ساخته است )) (قد فرض اللّه لکم تحلة ایمـانکم ).
    به این ترتیب که کفاره قسم را بدهید و خود را آزاد سازید.
    سـپـس مـى افـزاید: ((و خداوند مولاى شماست و او دانا و حکیم است )) (واللّه مولـیکم وهو العلیم الحکیم ).
    لذا او راه نجات از این گونه سوگندها را براى شما هموار ساخته , و طبق علم وحکمتش مشکل را براى شما گشوده است .
    از روایـات استفاده مى شود که پیامبر(ص ) بعد از نزول این آیه برده اى آزاد کرد و آنچه را بر خود از طریق قسم حرام کرده بود حلال نمود
  • ارمیا به فلانی ((5))
  • (آیـه3)ـ در این آیه شرح بیشترى پیرامون این ماجرا داده , مى فرماید:((به خاطر بیاورید هنگامى را که پیامبر یکى از رازهاى خود را به بعضى از همسرانش گفت , ولى هنگامى که وى آن را افشا کرد و خـداونـد پـیـامبرش را از آن آگاه ساخت ,قسمتى از آن را براى او بازگو کرد و از قسمت دیگر خوددارى نمود)) (واذ اسرالنبى الى بعض ازواجه حدیثا فلما نبات به واظهره اللّه علیه عرف بعضه واعرض عن بعض ).
    ایـن راز دو مـطـلـب بـود: یـکـى نوشیدن عسل نزد همسرش زینب بنت جحش , و دیگرى تحریم نـوشیدن آن بر خود در آینده بود, و منظور از همسر غیررازدارش در این آیه ((حفصه )) بود, که او این سخن را شنید و به ((عایشه )) بازگو کرد.
    بـه هـر حال ; ((هنگامى که پیامبر همسرش را از آن خبر داد, گفت : چه کسى تورا از این راز آگاه ساخت ))؟ (فلما نباهـا به قـالت من انباک هذا).
    ((گفت : خداوند عالم و آگاه مرا باخبر ساخت )) (قـال نبانى العلیم الخبیر).
    از مـجـمـوع این آیه برمى آید که بعضى از همسران پیامبر(ص ) نه تنها او را باسخنان خود ناراحت مى کردند بلکه مساله رازدارى که از مهمترین شرائط یک همسر با وفاست نیز در آنها نبود.
    (آیـه4)ـ سـپـس روى سخن را به این دو همسر ـکه در توطئه بالا دست داشتندـ کرده , مى گوید: ((اگر شما از کار خود توبه کنید (و دست از آزار پیامبر(ص )بردارید به نفع شماست زیرا) دلهایتان با این عمل از حق منحرف گشته )) و به گناه آلوده شده (ان تتوبـا الى اللّه فقد صغت قلوبکمـا).
    منظور از این دو نفر به اتفاق مفسران شیعه و اهل سنت , ((حفصه )) و ((عایشه ))است که به ترتیب دختران ((عمر)) و ((ابوبکر)) بودند.
    سـپس اضافه مى کند: ((و اگر بر ضد او دست به دست هم دهید (کارى از پیش نخواهید برد) چرا کـه خـداونـد یـاور اوست , و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح , وفرشتگان بعد از آنان پشتیبان او هـسـتـنـد)) (وان تظاهـرا علیه فان اللّه هو مولـیه وجبریل وصـالح المؤمنین والملا ئکة بعد ذلک ظهیر).
  • ارمیا به فلانی ((6))
  • (آیـه5)ـ در این آیه خداوند روى سخن را به تمام زنان پیامبر(ص ) کرده , بالحنى که خالى از تهدید نـیـسـت مى فرماید: ((امید است اگر او شما را طلاق گویدپروردگارش به جاى شما همسرانى بـهتر براى او قرار دهد همسرانى مسلمان ,مؤمن , متواضع , توبه کار, عابد, هجرت کننده , زنانى غیر بـاکـره و بـاکره )) (عسى ربه ان طلقکن ان یبدله ازواجا خیرا منکن مسلمـات مؤمنـات قـانتـات تـائبـات عـابدات سـائحـات ثیبـات وابکـارا).

    بـه ایـن ترتیب به آنها هشدار مى دهد تصور نکنند که پیامبر هرگز آنها را طلاق نخواهد داد, و نیز تصور نکنند که اگر آنها را طلاق دهد همسرانى بهتر از آنان جانشین آنها نمى شود.

    در آیـه فـوق قـرآن شـش وصـف بـراى همسران خوب شمرده است که مى تواندالگوئى براى همه مسلمانان به هنگام انتخاب همسر باشد
  • جواب فلانی به ارمیا((1))
  • به به میبینم که هرچی دوست داشتی واسه خودت میدوزی و میبافی؟؟
    و در تمام حرفایت نکته هایی بود که بقبه حرفات رو نقض میکرد.
    بقره 187:جالبه که خود شما اومدی حرفای من رو تایید میکنی!!منم میگم که چرا حرف خدایی که داناست و به تمام امور دنیا عالم است میاد قانونی میذاره که اخرش پشیمون بشه؟؟یعنی در اینجا به عالم و دانا بودن خدا باید شک کرد... و اینکه ایا مسلمانان فقط در مورد مباشرت با زن هاشون نمیتونسند جلوی خودشان رو بگیرند و با ازاد شدن این کار که قبلا حرام بود مشکل حل میشه؟؟پس این خدای عالم چرا خوردن مشروب رو حلال نمی کنه که مومنانش رو به راه راست هدایت کنه؟؟تغییر حکم خدا فقط در مسائل جنسی؟؟؟یکم فکر کن بعد حرف بزن من میگم چرا حرف خدایی که عالم به تمام امور دنیاست 2تا شده؟؟یعنی خدای اسلام در این زمینه عالم نبوده؟؟مگر شما نمیگین خدا کار عبث و بیهوده انجام نمیده؟؟چرا در اینجا کاری بیهوده انجام داد که مجبور به تغییر حکم میشود؟؟ فکر کن دوست عزیز....
  • فلانی به ارمیا
  • بقره223:بازم خیلی باحالی ...واسه خودت ایه نازل کردی؟؟کجای این ایه مردم رو به داشتن فرزندانی صالح دعوت کرده؟؟نکنه تو سوره های بعدی اومده؟؟یا تو پاورقی نوشته؟؟؟ و تو میچسبونی ته این ایه؟والا همش حرف از طلاق و مهریه میزنه و حرفی از فرزند به وسط نمیاد.نکنه قران شما خدایی دیگه به یه نفر دیگه نازل کرده؟؟هروقت اخر ایه ((فرزند)) پیدا کردی مارم خبر کن....اگر حرفی از فرزند بود میشد حرفت رو قبول کرد ولی در حال حاظر اخر این ایه کوچک فرزندی نیست ولی امید داشته باش شاید اضافه بشه ... ولی اکنون که چیزی به نام فرزند صالح نیست معنی کشتزار فرق میکنه و زنان رو فقط به وسیله ای برای خالی کردن شهوت و میل جنسی تشبیه میکنه.....

    بقره 229:شما کجای این ایه همچین چیزی پبدا کردی؟؟خیلی دوست دارم قرانی که این چیزهارو از روش نوشتی رو از نزدیک ببینم.. این ایه که راجب طلاق زنهاست؟؟ کجای این ایه حرف از مرد و زن و تفاوت ان هاست؟؟.. یا میخوای الکی یه حرفی بزنی که نگی کم اوردم یا الکی دفاع کنی یا مشکل از قرانی که دستت ... فکر کنم ایه هاش جابجا شده واسه شما یک بار دیگه لطفا این ایه رو بخون .....
  • فلانی به ارمیا ((3))
  • نسا 34:بازم داری از خودت ایه نازل میکنی؟؟؟ببینم تو خونتون قران داری؟یا داری از حفظ میگی؟کجای این ایه اینها را نوشته؟؟؟((ارمیا : این آیه قرآن تصریح میکند که مقام سرپرستی باید به مرد سپرده شود و این جا منظور اجحاف و استبداد و تعدی نیست.
    بلکه منظور رهبری واحد منظم با توجه به مسئولیت هاست
    در ادامه میفرمایدد : این سر پرستی به خاطر برتریهایی است که ()از نظر نظان اجتماع) خداوند برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است))کجاش نوشته ادرس بده؟؟و جالبه هرچی برتری تو قران هست به مرد ها نسبت داده شده مانند حق شهادت دادن که باید دوزن و یک مرد باشد تا ان شهادت صحیح باشد و اگر مردی نبود شهادت ان دو زن در برابر خدا و بنده هایش بی معنی است.چرا تمام برتری ها به مرد داده شده؟؟؟ کجای قران اومده که مثلا: در این مورد ما زنان را به مردان برتری دادیم؟؟؟ چرا فقط از برتری مردان صحبت کرده؟؟ این مشکل داره...
    و در مورد کتک زدن زنان. اولا چرا کتک؟؟علم امروز میگه واسه کار خطا حتی نباید کودکان را تنبیه کرد چه برسه به زنان بالغ. این ایه معلوم میکنه که یکی از این برتری ها یی که به مرد داده شده حق کتک و زورگویی است به زن وگر نه این ایه رو به صورتی بیان میکرد که به دوطرف حق زدن میداد((در حالی که کتک زدن زاتا مشکل دارد)) یعنی در اسلام این طرز تفکر رواج دارد که فقط زنان خطا یا اشتباه میکنند و مردان کلا دست به خطا نمی زنند؟؟؟حال اگر در دین شما از مردی خطایی سر بزند زن چه باید کند؟؟باید با بوسه و نوازش از او تقاضا کند که کاری که انجام داده را 2باره انجام ندهد؟؟ و کجای این ایه شما دیدی به مردان هشدار بدهد؟؟کجاا؟؟ لطفا از خودت ایه نازل نکن و اگر حرفی داری با سند بگو ....
  • فلانی به ارمیا((4))
  • سوره ی بسیار بسیار جالب تحریم ::: اولا این داستان عسل را بگو از کجا اوردی؟؟ثانیا: خب ایا خوردن عسل در دین اسلام حرام است؟اگر حرام نیست چرا پیامبر ان را برای خود حرام کرده مگر کاری خلاف شرع کرده بود؟؟و مگر ان زن ((زینب بنت جحش)) زن واقعی پیامبر نبوده که پیامبر از ترس عایشه ان را پنهان میکرده؟؟اگر زن حقیقی پیامبر بوده پس ترسی بر پیامبر نبوده ولی اگر زن او نبوده که....... نکته ی بعدی این که چرا عایشه با ان زن مشکل داشته؟؟مگر برای ازداج مجدد((که خیلی بی شرمانه است)) در اسلام نباید زنهای دیگر راضی باشند اینگونه که شما نوشتی نشان میدهد عایشه راضی که نبوده هیچ بلکه بسیار هم از زن بازی یا ازدواج های متعدد پیامبر ناراحت هم بوده. چرا خود پیامبر از دستورات خدا سرپیچی میکند این شخصیتی که شما او را به همه متعلق مدانید چرا خودش به حرفایی که از سمت خدا اورده عمل نمی کند؟؟و اینکه ایا عایشه همسر بدی بوده برای پیامبر؟؟اگر نبوده که نباید این همه مشکلات برای عسل خوردن پیامبر بوجود میاورد که خدا را مجبور به نزول ایه کند.... و اگر هم همسر بدی بوده... چرا به قول شما که خدا می فرماید :((ارمیا : این یک ذخیره معنوی برای قیامت است و هشدار میدهد در انتخاب نوع همسر دقت کنید)) چرا پیامبر به حرف خدایش گوش نمی کند؟؟چرا در انتخاب همسر دقت نمی کند؟؟چرا حرف هایی را میزند که خودش از انجام انها دوری میکند؟؟معیار پیامبر شما برای انتخاب همسر چی بوده که اینقدر مشکل داشته؟؟لطفا بگین این معیار هارو تا مومنان دنبال این معیار ها نباشن و این مشکلات زنا شویی پیامبر براشون اتفاق نیفته؟؟ ودر اخر بگم که من به صحت این داستان شما شک دارم!!
    ارمیا جان خیلی خیلی زوده برات که بخوای بیای حرفایی که این اخوندا از خودشون در اوردن رو واسه من ماست مالی کنی من همیشه اخر همه پیام هام میگم به عقل خودتون رجوع کنید نه چیز دیگه....
    موفق باشی
  • فلانی ((پسری از نسل زرتشت))
  • ارمیا جان در اخر هم از شما خواهش می کنم اینها رو ثبت کن شاید دوستان بتونن من رو قانع کنند و از دوگانگی بیرون بیارن.....
    با سلام
    پس اون کسایی که به یه ملت رحم نمی کنند.... قراره چه بلایی سرشون بیاد؟؟؟؟
    التماس دعا
    به زودی در کنار ساختمانی نیمه ساز در مدینه تابلو زیر را می بینیم

    پروژه : حرم مطهر حضرت زهرا (سلام الله علیها )

    کار فرما : حضرت ولی عصر ( عج)

    مساحت : وسعت دل شیعیان عالم

    ( اللهم عجل الولیک الفرج )


    با سلام و عرض ادب خدمت شما برادر بزرگوار ارمیا عزیز

    ایام شهادت اولین مدافع حریم ولایت حضرت صدیقه طاهره فاطمه الزهرا (سلام الله علیها ) بر شما و تمامی محبان آن حضرت تسلیت باد

    در ظل توجهات حضرتش موفق و مستدام باشید

    یا علی مدد ..... التماس دعا
  • گوش تا گوش حلقوم
  • سلام
    فاطمیه تسلیت

    دستی زمخت راه نگاه مرا گرفت قلب خدا ز دیدن این ماجرا گرفت
    دیدم سپاه غصه حسن را احاطه کرد در صحن چشم های ترش غم عزا گرفت
    با رعدو برق سیلی کوبنده ی غضب ابری سیاه دیده ی من را فرا گرفت
    نامرد بابت همه ی کشته های بدر از دختر رسول خدا خونبها گرفت
    بر نقش یاس گوشه ی پایین معجرم از خون سرخ لاله ی گوشم حنا گرفت
    دیدم زمان بوسه ی آجر به معجرم در کوچه رقص بشکن ابلیس پا گرفت
    شعر از شاعر اهل بیت وحید قاسمی
    به خونه حضرت علی اصغر هم سری بزنید
    به امید حضرت حق و مدد طفل رباب
  • حجره دانشجوئی یک بسیجی
  • سلام.
    از اونجایی که ارمیا هستید: یه سری به وبم بزنید.
    سلام
    اول به خاطر سالروز فتح خرمشهر به شما تبریک میگم .
    دوم من شما رو لینک کردم اگر دوست داشتید وبلاگ من را لینک کنید.
    به امید دیدار
  • فلانی ((پسری از نسل زرتشت))
  • از دوستان عزیز میخوام تو این بحث بین من و ارمیا شرکت کنید ولی خواهشا با اطلاعات و بدور از تعصب....
    مرسی موفق باشید
  • فلانی ((پسری از نسل زرتشت))
  • ارمیا جان منتظر جواب هات هستم
    سلام خوبید؟خوش میگذره؟خوش به حالت.......................................................هیچی بی خیال پشیمون شدم. یا حق
    سلام
    .
    امیدوارم که خوب باشی
    .
    .
    نمی دونم چرا جواب مسیجها وتماس هامو نمیدی؟
    .
    .
    ما هم دلامون برای شما تنگ شده.............
    .
    .
    .
    ای کاش بتونیم باز صورتی رو ببینیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    .
    .
    .
    .
    .
    درمجالس این ایام التماس دعا داریم.
    .
    .
    یارضا
    سلام دوست عزیز وب خوشگلی داری


    خوشحال میشم با شما لینک کنم
    اگر تمایل داشتین
    ما را با جوکستان و تصاویر روز لینک کنید خبرم کنین تا شما لینک کنم

    موفق باشین
    سر بزن
  • حجره ی دانشجویی یک بسیجی
  • با سلام.
    دانشگاه تهران- اگه از در اصلی وارد شید-ضلع شرقی بعد از دانشکده ادبیات که فرمودید که پیدا کردید پردیس علوم پایه است. وارد که بشید و از پله های رو برو بالا برید به تالار می رسید. اصلاً غیر مستقیم نیست.یه سر هم به این آدرس بزنید و روی علوم کلیک کنید نشونتون می ده.
    http://www.ut.ac.ir/fa/menues/campus-map.htm
    موفق باشید.
    سلام لوتی
    نبینم از این سازها بزنی
    بگو یاعلی
    تو این فقره از مشکلا توسل حکما مفیده
    یا علی مددی ...
    سلام.
    چه بحث هایی میشه اینجا.

    خدا ختم به خیر کنه.

    من به روز کردم اینبار در مورد ناخدا .

  • اخرین دوران رنج
  • سلام خدمت شما دوست محترم و گرامی من جز دعای خیر قاصرم به هر کلامی در باب محبت شما دوستان عمرتان پایدار تن تان سلامت باد یا علی
    با عرض سلام و احترام:
    حضورت نعمت است ...
    خدا این نعمت را از من نگیرد.
    خدا خیرت دهد
    خدا سایه ات را همیشه بر سر من حقیر مستدام نماید.
    ایام به کام وموفق باشید.
    سلام
    ای کاش فدک این همه اسرار نداشت
    ای کاش مـدیــنـه در و دیـــوار نداشت
    فــریـاد دلِ مـحــسـن زهــرا ایـن است
    ای کاش در سوخته مسمار نداشت


    اقای فلانی واقای ارمیا بحثاتون قشنگ و مفیده ولی اگه یه کنفرانس بزارید و از اونایی که تو مسائل اعتقادی یه چی بارشونه دعوت کنید خیلی بهتر و مفیدتره.

    موفق باشی
    سلام دوست عزیزم جناب آقای ارمیا
    در جواب شما این بیت را تقدیم می نمایم:

    باران که در لطافت طبعش خلاف نیست
    در باغ لاله روید و در شوره زار خس

    مطمئن هستیم که خانم زهرا (س) در صحرای محشر دست شیعیان و محبان فرزندانش را خواهد گرفت اما فقط تا رسیدن به محشر خدا یاریمان کند از حوادث عالم برزخ و قیامت
    یا علی التماس دعا
    سلام به پسری از نسل زرتشت
    دوست عزیزم مناسب دیدم که به اشکالات شما به قران عزیز یکی یکی جواب بدم هر چند که اگه شما خودتون تعصب رو کنار میذاشتین و به کتب مربوطه رجوع میکردین خیلی بهتر بود ولی متاسفانه ...
    دوست عزیزم از اشکالات شما به این یقین رسیدم که شما در مورد دین اسلام و پیامبر رحمت و مهربونیش اطلاعاتتون خیلی کمه لذا فعلا این نوشته رو بخونین تا بعد.
    ( ...و لهن مثل الذى علیهن بالمعروف و للرجال علیهن درجة. بقره/228)

    به گفته مرحوم طبرسى در مجمع البیان ، این جمله از کلمات عجیب و جالب و جامعى است که فواید بسیارى را در بر دارد و در واقع بحث را به مسائل مهمترى فراتر از طلاق و عده کشانیده و به مجموعه حقوق زناشویى مردان و زنان ، اشاره مى کند و مى گوید: همان طور که براى مرد حقوقى بر عهده زنان گذارده شده همچنین زنان حقوقى بر مردان دارند که آنها موظف به رعایت آنند زیرا در اسلام هرگز حق یک طرفه نیست ، و همیشه به صورت متقابل مى باشد.
    واژه معروف که به معنى کار نیک و شناخته شده و معقول و منطقى است ، در این سلسله آیات دوازده بار تکرار شده (از آیه مورد بحث تا 241) تا هشدارى به مردان و زنان باشد که هرگز از حق خود، سوء استفاده نکنند بلکه با احترام به حقوق متقابل یکدیگر در تحکیم پیوند زناشویى و جلب رضاى الهى بکوشند.
    جمله و للرجال علیهن درجة در حقیقت تکمیلى است بر آنچه درباره حقوق متقابل زن و مرد قبلا گفته شد، و در واقع مفهومش این است که مساله عدالت میان زن و مرد به این معنى نیست که آنها در همه چیز برابرند و همراه یکدیگر گام بردارند، آیا براستى لازم است آن دو در همه چیز مساوى باشند؟
    ادامه:
    با توجه به اختلاف دامنه دارى که بین نیروهاى جسمى و روحى زن و مرد وجود دارد، پاسخ این سوال روشن مى شود، جنس زن براى انجام وظایفى متفاوت با مرد آفریده شده و به همین دلیل احساسات متفاوتى دارد قانون آفرینش ، وظیفه حساس مادرى و پرورش نسلهاى نیرومند را بر عهده او گذارده ، به همین دلیل سهم بیشترى از عواطف و احساسات به او داده است ، در حالى که طبق این قانون ، وظایف خشن و سنگین تر اجتماعى بر عهده جنس مرد گذارده شده ، و سهم بیشترى از تفکر به او اختصاص یافته بنابراین اگر بخواهیم عدالت را اجرا کنیم باید پاره اى از وظایف اجتماعى که نیاز بیشترى به اندیشه و مقاومت و تحمل شدائد دارد بر عهده مردان گذارده شود، و وظایفى که عواطف و احساسات بیشترى را مى طلبد بر عهده زنان ، و به همین دلیل مدیریت خانواده بر عهده مرد، و معاونت آن بر عهده زن گذارده شده است و به هر حال این مانع از آن نخواهد بود که زنان در اجتماع ، کارها و وظایفى را که با ساختمان جسم و جان آنها مى سازد، عهده دار شوند، و در کنار انجام وظیفه مادرى ، وظایف حساس دیگرى را نیز انجام دهند. و نیز این تفاوت مانع از آن نخواهد بود که از نظر مقامات معنوى و دانش و تقوا، گروهى از زنان از بسیارى از مردان پیشرفته تر باشند.
    اینکه بعضى از روشنفکران اصرار دارند که این دو جنس را مساوى در همه چیز قلمداد کنند، اصرارى است که با واقعیتها هرگز نمى سازد، و مطالعات مختلف علمى آن را انکار مى کند، حتى در جوامعى که شعار مساوات و برابرى در تمام جهات ، همه جا را پر کرده ، عملا غیر آن دیده مى شود، مثلا مدیریت سیاسى و نظامى تمام جوامع بشرى - جز در موارد استثنائى همه در دست مردان است ، حتى در جوامع غربى که شعار اصلى شعار مساوات است ، این معنى به وضوح دیده مى شود.
    به هر حال قوانینى همچون بودن حق طلاق ، یا رجوع در عده یا قضاوت به دست مردان ، (جز در موارد خاصى که به زن یا حاکم شرع حق طلاق داده مى شود) از همین جا سرچشمه مى گیرد، و نتیجه مستقیم همین واقعیت است .
    و بالاخره در پایان آیه مى خوانیم : خداوند توانا و حکیم است (و الله عزیز حکیم.)
    ادامه:
    و در واقع پاسخى است براى آنها که در این زمینه ایراد مى گیرند، و اشاره اى است به اینکه حکمت و تدبیر الهى ، ایجاب مى کند که هر کس در جامعه به وظایفى بپردازد که قانون آفرینش براى او تعیین کرده است ، و با ساختمان جسم و جان او هماهنگ است ، حکمت خداوند ایجاب مى کند که در برابر وظایفى که بر عهده زنان گذارده ، حقوق مسلّمى قرار گیرد، تا تعادلى میان وظیفه و حق بر قرار شود.
    زن در طول تاریخ جریان پر ماجرا و دردآلودى دارد که از مهمترین مباحث جامعه شناسى روز به شمار مى رود، به طور کلى دوران زندگى زن را به دو دوره مى توان تقسیم کرد: نخست دوران ما قبل تاریخ که امروز اطلاع صحیحى از وضع زن در آن دوره ، در دست ما نیست ، و شاید در آن دوران از حقوق طبیعى بیشترى برخوردار بوده است .
    با شروع تاریخ بشر نوبت به دوره دوم رسید، در این دوره در بعضى از جوامع زن به عنوان یک شخصیت غیر مستقل در کلیه حقوق اقتصادى ، سیاسى و اجتماعى شناخته مى شد، و این وضع در پاره اى از کشورها تا قرون اخیر ادامه داشت این طرز تفکر درباره زن حتى در قانون مدنى به اصطلاح مترقى فرانسه هم دیده مى شود که به عنوان نمونه به چند ماده از موادى که درباره روابط مالى زوجین سخن مى گوید اشاره مى شود:

    (از ماده 215 و 217 استفاده مى گردد که زن شوهردار نمى تواند بدون اجازه و امضاى شوهر خود هیچ عمل حقوقى را انجام دهد و هر گونه معامله براى او محتاج به اذن شوهر است ) (البته در صورتى که شوهر نخواهد از قدرتش سوء استفاده کرده و بدون علت موجه از اجازه دادن امتناع ورزد.)
    (طبق ماده 1242 شوهر حق دارد به تنهائى در دارائى مشترک بین زن و مرد هر گونه تصرف که بخواهد بکند و اجازه زن هم لازم نیست ) (البته با این قید که هر معامله اى که از حدود اداره کردن خارج باشد موافقت و امضاى زن لازم نیست .)
    ادامه:
    و از این بالاتر در ماده 1428 حق اداره کلیه اموال اختصاصى زن هم به مرد محول شده) (البته با این قید که در هر گونه معامله اى که از حدود اداره کردن خارج باشد موافقت و امضاى زن نیز لازم است ).
    در محیط پیدایش اسلام یعنى حجاز نیز قبل از ظهور پیغمبر اکرم (ص)با زن همان معامله انسان وابسته غیر مستقل انجام مى شد، رفتار آنها شباهت زیادى به بشرهاى نیمه وحشى داشت زیرا به وضع رسوا و ننگینى از زن بهره بردارى مى کردند زن در محیط آنها آن چنان بى اراده و بى اختیار بود که گاهى جهت ارتزاق صاحب خود در معرض کرایه قرار مى گرفت ، محرومیت از تمدن ، و ابتلاى به فقر آنها را گرفتار خشونت عجیبى کرده بود که جنایت معروف (واءد)یعنی زنده به گور کردن را در مورد آنها مرتکب مى شدند.
    با ظهور اسلام و تعلیمات ویژه آن، زندگى زن وارد مرحله نوینى گردید که با دو مرحله گذشته فاصله زیادى داشت در این دوره دیگر مستقل شد و از کلیه حقوق فردى و اجتماعى و انسانى برخوردار گردید پایه تعلیمات اسلام در مورد زن همان است که در آیات مورد بحث مى خوانیم : (و لهن مثل الذى علیهن بالمعروف )، یعنى زن همان اندازه که در اجتماع وظایف سنگینى دارد حقوق قابل توجهى نیز داراست اسلام زن را مانند مرد برخوردار از روح کامل انسانى و اراده و اختیار دانسته و او را در مسیر تکامل که هدف خلقت است مى بیند لذا هر دو را در یک صف قرار داده و با خطاب هاى (یا ایها الناس) و (یا ایها الذین آمنوا) مخاطب ساخته برنامه هاى تربیتى و اخلاقى و علمى را براى آنها لازم کرده است و با آیاتى مثل (و من عمل صالحا من ذکر او انثى و هو مؤ من فاولئک یدخلون الجنة) وعده برخوردار شدن از سعادت کامل به هر دو جنس داده ، و با آیاتى مانند (من عمل صالحا من ذکر او انثى و هو مؤ من فلنحیینه حیوة طیبة و لنجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون ) مى گوید: که هر کدام از زن و مرد مى توانند به دنبال انجام برنامه هاى اسلام و وظایف الهى به تکامل معنوى و مادى برسند و به حیاتى طیب و پاکیزه که سراسر سعادت و نور است گام نهند.
    ادامه:
    اسلام زن را مانند مرد به تمام معنى مستقل و آزاد مى داند و قرآن با آیاتى نظیر (کل نفس بما کسبت رهینة) و یا (من عمل صالحا فلنفسه و من اساء فعلیها) این آزادى را براى عموم افراد اعم از زن و مرد بیان مى دارد و لذا در برنامه هاى مجازاتى هم مى بینم در آیاتى مثل : (الزانیة و الزانى فاجلدوا کل واحد منهما مائة جلدة) و مانند آن هر دو را به مجازات واحدى محکوم مى کند.
    از طرفى چون استقلال لازمه اراده و اختیار است لذا اسلام این استقلال را در کلیه حقوق اقتصادى مى آورد. و انواع و اقسام ارتباطات مالى را براى زن بلامانع دانسته و او را مالک درآمد و سرمایه هاى خویش مى شمارد در سوره نساء آیه 32 مى خوانیم :(للرجال نصیب مما اکتسبوا و للنساء نصیب مما اکتسبن ) با توجه به لغت (اکتساب ) که بر خلاف (کسب ) براى بدست آوردن مالى است که نتیجه اش متعلق به شخص به دست آورنده است و همچنین با در نظر گرفتن قانون کلى : (الناس مسلطون على اموالهم :همه مردم بر اموال خویش مسلطاند) به دست مى آید که چگونه اسلام به استقلال اقتصادى زن احترام گذارده و تفاوتى بین زن و مرد نگذاشته است .
    خلاصه آنکه زن در اسلام یک رکن اساسى اجتماع به شمار مى رود و هرگز نباید با او معامله یک موجود فاقد اراده و وابسته و نیازمند به قیم نمود.
    مساوات یا عدالت ؟
    تنها مطلبى که باید به آن توجه داشت(و در اسلام به آن توجه خاصى شده ) ولى بعضى روى یک سلسله احساسات افراطى و حساب نشده آن را انکار مى کنند مساله تفاوتهاى روحى و جسمى زن و مرد و تفاوت وظایف آنها است
    ادامه:
    ما هر چه را انکار کنیم این حقیقت را نمى توانیم انکار نمائیم که بین این دو جنس هم از نظر جسمى و هم از نظر روحى تفاوت زیادى است که ذکر آنها در کتب مختلف ما را از تکرار آنها بى نیاز مى سازد و خلاصه همه آنها این است که چون زن پایگاه وجود و پیدایش انسان است و رشد نونهالان در دامن او انجام مى پذیرد همانطور که جسما متناسب با حمل و پرورش و تربیت نسل هاى بعد آفریده شده از نظر روحى هم سهم بیشترى از عواطف و احساسات دارد.
    با وجود این اختلافات دامنه دار آیا مى توان گفت زن و مرد باید در تمام شؤ ون همراه یکدیگر گام برداشته و در تمام کارها صددرصد مساوى باشند.
    مگر نه این است که باید طرفدار عدالت در اجتماع بود آیا عدالت غیر از این است که هر کس به وظیفه خود پرداخته و از مواهب و مزایاى وجودى خویش بهره مند گردد؟
    بنابراین آیا دخالت دادن زن در کارهائى که خارج از تناسب روحى و جسمى اوست بر خلاف عدالت نمى باشد؟!
    اینجاست که مى بینیم اسلام در عین طرفدارى از عدالت ، مرد را در پاره اى از کارهاى اجتماعى که به خشونت و یا دقت بیشترى نیازمند است ، مانند: سرپرستى کانون خانه و... مقدم داشته و مقام معاونت را به زن واگذار کرده است .
    یک خانه و یک اجتماع، هر کدام احتیاج به مدیر دارند و مساله مدیریت در آخرین مرحله خود باید در یک شخص منتهى گردد، و گرنه کشمکش و هرج و مرج بر قرار خواهد شد.
    با این وضع آیا بهتر است که مرد براى این کار نامزد گردد یا زن ؟ همه محاسبات دور از تعصب مى گوید وضع ساختمانى مرد ایجاب مى کند که مدیریت خانواده به عهده او نهاده شود و زن معاون او گردد. گر چه جمعى اصرار دارند این واقعیتها را نادیده بگیرند، ولى وضع زندگى حتى در جهان امروز و حتى در کشورهایى که به زنان آزادى و مساوات کامل داده اند نشان مى دهد که عملا مطلب همان است که در بالا گفته شد اگر چه در سخن خلاف آن گفته شود!
    دوست عزیزم پسری از نسل زرتشت
    برای جوابت میتونی به این ادرس مراجعه کنی
    http://masiha2.blogfa.com
    باز هم منتظر من باشین
    بسم الله
    نسخ در اصطلاح عبارت است از برداشته شدن حکم سابق که بر حسب ظاهر دائمی بوده با تشریح حکم جدید به گونه ای که حکم جدید جایگزین حکم سابق گردد و امکان جمع میان آنها نباشد
    باید توجه داشت نسخ در شرایع الهی نسخ حقیقی نیست بلکه نسخ ظاهری است.یعنی مردم بر حسب اهر گمان میکنند که نسخی صورت گرفته در حالی که واقعاً چنین نیست. و خداوند از همان موقع که حکم سابق را تشریع نمود میدانست که مدت دوام آن حکم محدود و سرآمد زمان آن مشخص است و صرفاً به دلیل مصالحی مدت زمان آن بیان نشده است.
  • فلانی((پسری از نسل زرتشت))
  • درود
    ارمیا جان و مسیحای عزیز جوابم رو در وبلاگم نوشتم...
  • فلانی ((پسری از نسل زرتشت))
  • درود
    جالبه شما میگی اسلام زن رو به خاطر عواطف و احساساتش در مسائلی کنار می گذارد... ایا این زن با این احساسات و عواطف با کتک خوردن و داشتن حق زدن توسط شوهرش جریحه دار نمی شه؟؟؟یا این زن با دیدن همخوابه شدن شوهرش با زن های مختلف که اسلام شرعی کرده عواطفش از بین نمیره؟؟
    شما ها دارین فقط از کتاب هایی که می خوان این مشکلات رو ماست مالی کنن کپی می کنید و واسه من میفرستید ولی خواهش میکنم 1زره با عقل پیش برید؟؟
    نکته ی بعدی راجب مسیحا :
    مسیحا جان لطفا اول بحث رو بفهم بعد نظر بده دوست عزیز... من کجای حرفام از کامل بودن دین زرتشت حرف زدم؟؟من اصلا در بند چیزی بنام دین نیستم...اگر هم میبینی دارم اسم ((پسری از نسل زرتشت)) رو بکار میبرم واسه اینکه این دین واسه این مرز و بومه واسه این خاک و این مردم و این فرهنگ نه واسه 1مشت عرب بدبخت ملخ خور شما.زرتشت چه خوب چه بد واسه ماست... اصلا بشین 10000 مشکل از زرتشت بگیر من حرفم بالا تر از این چیزاست عزیز. من میگم دین افکار تقریبا پوسیده ایست که 1 زمانی واسه هر فرهنگی جداگانه امده و الان تموم شده...زرتشت واسه ایرانیان...اسلام واسه عرب ها... یهوودیت و ..... و اگر خدا میخواست یک دین را به مردم بشناسونه نمیتونست یک دین بیاره و مردم رو اینقدر نچرخونه؟؟؟مگه خدا دانا و توانا نیست؟؟؟هر دینی به درد همون مردمی میخورده که واسشون نازل شده...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی