نا گفته های یک...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب
  • ۹۱/۱۱/۲۵
    ...

۵ مطلب در مهر ۱۳۹۰ ثبت شده است

۲۸
مهر
سرهنگ که به درک واصل شد.اما از تو هنوز خبری نیست.چشم انتظارت هستیم.چشم انتظار تو و خبری از تو.سالهاست که نیستی و یادت زنده است.سالهاست که برای برگشتت دعا میکنند اگر تو را از یاد نبرده باشند.سالهاست ..راستی هرچند دیر است اما میگویند ۱۴ خرداد ۸۳ ساله شده ای.

اگر ناراحت نمیشوی میخواهم بگویم :برگرد پیرمرد دوست داشتنی عزیز.

پ ن:

امام صدر را یا قاب عکسی شناختم بر دریوار خانه پدر بزرگم.چه چشمهای زیبایی ...

  • سید مهدی
۲۷
مهر
ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون

چقد این روزا دلتنگ یه بارون هستم...

کاش می بارید

  • سید مهدی
۲۲
مهر

جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد
ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد

بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم
مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت
فرش گسترده و در دست گلایل دارد

تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز
ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز
می خرم از پسرک هر چه تفال دارد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت
یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها
تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد...

سید حمیدرضا برقعی

  • سید مهدی
۱۶
مهر

 

کاخ همه شاهان جهان را که بگردی

دربار کسی پنچره فولاد ندارد

 
 
  • سید مهدی
۱۰
مهر
پشت میدون مین گیر کرده بودیم چند بسیجی داوطلب شدن با رفتن روی مین معبر و باز کنن یکیشون چند قدم برداشت و برگشت! فکر کردیم ترسیده پوتیناشو داد به همرزمش گفت تازه از تدارکات گرفتم حیفه!!! بیت الماله!!پا برهنه رفت.راستی سه هزار میلیارد تومان پول چند تا پوتینه!!!
  • سید مهدی