نا گفته های یک...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب
  • ۹۱/۱۱/۲۵
    ...

۴ مطلب در ارديبهشت ۱۳۸۹ ثبت شده است

۲۳
ارديبهشت

بسم الله الرحمن الرحیم

مادر مظلوم یا مادر غریب

اللهم صل  علی السیدة الجلیلة الجمیلة...

ذات الاحزان الطویلة فی المدة القلیلة

المجهولة قدرها و المخفیة قبرها

حضرت زهرا شهادت

چه روزهای غریبی است این روزها. روزهای مظلومیت و غربت. روزهای خانه نشینی علی.روزهای گوشه نشینی حسن و روزهای تلخ بی مادری زینبین.آه مادر نرو.نگاه کن به کودکانت...

این روزها بوی دود همه جا را گرفته.بوی دود و فریاد.بوی دود و ماتم.بوی کربلا.بوی عاشورا.بوی  دری سوخته یا خیمه های سوخته.بوی قتله گاه یا بوی کوچه و بوی مادری تنها و خسته.خسته از نامردی ها و نا مردمی ها. خسته از بدعت ها.خسته از قوم یهود.این روزها بوی مادر می آید که در بستر است.بوی مادری که نازک تر از برگ گل است.مادری مهریان و دلسوز

مصطفی میگفت گل بوییدنی است

برگ نازک تر زگل کی چیدنیست؟

چه قدر دوست دارم از این روزها بگویم.این روزها هم روزهای غربت است و درد واین روزها فرزندان مادر هم با مادر تشییع میشوند.

این روزها سبد های گل در کنار ریحانه النبی تشییع میشوند...۸۹ گل  نوشکفته که سالها مخفی بودند و بوی مادر را با خود به ارمغان آورده اند.بوی مادری که سالهاست قبرش مخفی است...المخفیه قبرها...

این روها مظلومیت مادر و فرزندانش بیش از گذشته است. فردا چه خبر است؟ چه گلهایی که به میهن باز گشته اند و قرار است فردا در آغش خاک آرام گیرند! در ایام شهادت مادر.خوشا به حالشان که کنار مادرشان میروند.

پ ن:

۱) میخواستم از صدا و سیما بگویم و از تبلیغات گسترده آنها برای تشییع جنازه شهدا!!!!!!!!!!

بگذریم

۲)

  • سید مهدی
۲۰
ارديبهشت
جلسه رسیدگی به کیفر‌خواست مطروحه علیه مدیر مسئول روزنامه کیهان در شعبه 76 دادگاه کیفری استان به ریاست قاضی مدیر‌خراسانی و با حضور اعضای هیئت منصفه مطبوعات برگزار شد.

هیئت منصفه مطبوعات استان تهران در مورد شکایت خانم شیرین عبادی، موضوع افترا به شاکی به اتفاق آراء متهم را مجرم ندانست.

در مورد شکایت خانم شیرین عبادی، موضوع انتشار مطالب خلاف واقع، هیئت منصفه مطبوعات به اتفاق آراء متهم را مجرم ندانست.

در مورد شکایت خانم شیرین عبادی، موضوع اتهام توهین، هیئت منصفه مطبوعات به اتفاق آراء متهم را مجرم ندانست.

در مورد شکایت خانم شادی صدر مبنی بر انتشار مطالب خلاف واقع، هیئت منصفه مطبوعات به اتفاق آراء متهم را مجرم ندانست.

در مورد شکایت خانم شادی صدر مبنی بر توهین، هیئت منصفه مطبوعات به اتفاق آراء متهم را مجرم ندانست.

در مورد شکایت عمالدین باقی، هیئت منصفه مطبوعات به اتفاق آراء متهم را مجرم تشخیص نداد.

در مورد شکایت مرتضی هاشمی، هیئت منصفه مطبوعات به اتفاق آراء متهم را مجرم تشخیص نداد.

در مورد شکایت ملک شاهی (مهرداد) هیئت منصفه مطبوعات با اتفاق آراء متهم را مجرم تشخیص نداد.

در مورد شکایت ظفر قندی (صابری) هیئت منصفه مطبوعات با اکثریت آراء متهم را مجرم تشخیص نداد.

در مورد شکایت اکبر اعلمی، هیئت منصفه مطبوعات با اکثریت آراء متهم را مجرم ندانست

در مورد شکایت اسفندیار رحیم‌مشایی، هیئت منصفه مطبوعات با اکثریت آراء متهم را مجرم تشخیص نداد.

در خاتمه هیئت منصفه مطبوعات به مدیر مسئول کیهان یادآوری شد که در تنظیم اخبار و مطالب دقت بیشتری به عمل آورد و پس از کسب اخبار موثق اقدام به خبر رسانی کند.


  • سید مهدی
۰۷
ارديبهشت

بسم الله الرحمن الرحیم

15 دلیل برای گریه های فاطمه زهرا (س)

روی عن الباقر (علیه السلام ) انه قال : (ما رؤیت فاطمة (علیها السلام ) ضاحکة مستبشرة منذ قبض رسول الله ( صلى الله علیه وآله وسلم ) حتى قبضت).

بعد از رحلت رسول مکرم اسلام  حوادث و اتفاقاتی  بر اهل بیت آن حضرت وارد آمد که موجبات حزن و اندوه شدید دختر رسول خدا را فراهم ساخت و شدت این حزن و اندوه به حدی بود که نه تنها باعث شد تا آخر عمر آن حضرت خنده بر لبهای مبارکشان نقش نبندد بلکه  روزهای خود را در بیت الاحزان  بگذرانند و در آن جا سوگواری نمایند. اما این که چه چیزی باعث شد تا فاطمه زهرا به این حد اندوهگین باشند و به شدت گریه کنند  دلایل عدیده ای دارد که میتوان به پانزده مورد اشاره نمود.

1)      در سوگ رسول خدا

ایشان در سخنان و خطبه هایی که بعد از رحلت رسول خدا ایراد نمودند این جمله را فرمودند که:و لکنی ابکی لفراقک یا رسول الله.یعنی من در فراق تو گریه میکنم ای رسول خدا

 

2)      بر انحراف جامعه از مسیر صعود

در زمانی که پایه های شایسته سالاری و دموکراسی و عدالت و انسانیتو نمونه روشنی از یک جامعه نمونه به خطر افتاد و سوگمندانه به آفت استبداد و خودسری و زور مداری گرفتار شد فرمودند: لیت شعری! الی ایّ سناد استندوا؟ و علی ایّ عماد اعتمودوا؟ و بای عروه تمسکوا؟

 

3)      بر جان گرفتن بدعت ها

یکی از علل اندوهشان این بود  که میدیدند سنت پیامبر و روش عادلانه او پایمال شده و بدعت ها و شیوه های ظالمانه و استبدادی جان گرفته است و میدیدند چگونه سفارشات پیامبر و روش و شیوه او یکی پس از دیگری قربانی میگردد.

 

4)      بر کنار زدن پیشگامان و پیشتازان آزاد منش و بشردوست

صدیقه طاهره (س) فرمودند:به خدا سوگند که مردان شما به جای بال ها و شاهپرها، کرک ها  و پرهای کوچک را برگزیدند و دم را بر سر و مغز ، و پشت را بر سینه و قلب ترجیح دادند.پس نکبت و نفرین بر جامعه ای که عبث و بیهوده میپندارند که با این شیوه زشت و ظالمانه نیک و شایسته عمل میکنند.وای بر آنان ! آیا آن کس که به  حق و عدالت و سرچشمه آن راه یافته برای پیروی شایسته تز است یا آنکه راه نیافته و خود نیازمند هدایت است کدامیک؟ شما را چه شده است؟ چگونه داوری میکنید؟

5)      نمودار شدن آفت زشت دو رویی

بانوی دوعالم برای پیامبرش سرای ابدی را برگزید خار و خاشاک نفاق در شما پدیدار شد و جامعه زیبای دینداری شما کهنه شد و سر دسته گمراهان به سخن در آمدند و ناچیزهایی که به حساب تن آمدند سر جنباندند و پست رتبگان صاحب قدر و منزلت شدند و نعره های باطل گرایان در گستره دلهای شما طنین افکندو شیطان از نهانگاه خود سر بر آورد و  شما را با نام و نشان به سوی خود فرا خواند و بی درنگ شما را با سخن خود آشنا یافت و به دعوت خود پاسخگو دید و برای پذیرش وسوسه ها وخدعه های خویش آماده...

6)      بر شرک پس از ایمان

ایشان مدام میپرسیدند: اینک چگونه پس از زبان آوری و اعلان ایمان  لب فروبسته و به وادی بهت و حیرت فرو رفته اید. چرا حق را پس از اعلان و آشکار شدنش پنهان می کنید؟چرا از آن پیشتازی عقبگرد نموده و پیمان شکسته اید و چرا پس از ایمان اینک تازه به شرک گراییده اید؟

 

7)      برایمان بدون عمل

فهیهات منکم! و کیف بکم؟ و انی توفکون و کتاب الله بین اظهرکم....و قد خلفتموه من وراء ظهورکم راستی که این پشت پا زدن و ایمان بدون عمل از شما دور بود!آخر چگونه چنین کردید؟؟ به کجا میروید در حالیکه قرآن پیش روی شماست و دستورا آن آشکار و مقرراتش درخشانو هدایت آن ظاهر است اما شماهمه آنرا پشت سر انداخته اید...

 

8)      بر آفت بی تفاوتی

ایشان در برابر این آفت میخروشیدند و میفرمودند : ای جوانمردان! ای بازوان ملت!ای یاران اسلام! این سستی و بی تفاوتی نسبت به حقوق من چرا؟ این سهل انگاری در برابر آفت بیداد و ستم برای چه؟ آیا پدر گرانمایه ام پیامبر نمیفرمودند حرمت هر کس با گرامی داشتن فرزندش رعایت میشود؟آیا میگویید پیامبر از دنیا رفت  و دیگر تمام؟

ای فرزندان اوس و خزرج! آیا رواست که میراث پدرم پایمال و به من بیدادگرانه ستم شود و شما در حالی که فریاد مظلومیت مرا میشنوید نظاره گر باشید؟؟؟

9)      بر آفت زبونی و ذلت پذیری

ایشان  فرمودند:زمانی که هنوز پیکر پاک پیامبر هنوز بر زمین بود بهانه آوردید و بزدلانه گفتید به خاطر ترس از فتنه تن به پذیرش نظام سقیفه سپردیم.اما وای بر شما! که به خاطر این عدم شهامت و ایستادگی در برابر ستم به فتنه در افتادید و اینک در قعر فتنه هستید...

10)  بر میانداری شیطان:

صدیقه طاهره فرمودند: زمانی که خداوند برای پیامبرش خانه پیامبران برگزید خار و خاشاک نفاق در شما پدیدار شد... شیطان از نهانگاه خود سر بر آورد و  شما را با نام و نشان به سوی خود فرا خواند و بی درنگ شما را با سخن خود آشنا یافت و به دعوت خود پاسخگو دید و برای پذیرش وسوسه ها وخدعه های خویش آماده...

11)  تبدیل سیستم عادلانه  و مردمی به استبداد فردی و باندی

ایشان فرمودند: وای بر آنان ! آخر چگونه سیستم مترقی و عادلانه پیامبر را از پایه های رسالت و بنیان های اساسی دور ساختند و از فرودگاهی که فرشته وحی در آنجا فرود می آمد به جای دیگر سوق دادند؟چگونه اداره ی امور و هدایت شئون و دین و دنیای مردم را از دست با کفایت چهره های شایسته و کاردان و لایق که در آن کار آموزگار همه بودند گرفتند؟

12)   مظلومیت جان سوز امیر مومنان

هان! شما بگویید که چه باعث شده که اینان از ابا الحسن کینه به دل گیرندو با این شرارت و شقاوت او را از حق خود محروم سازند؟بگذارید پاسخ دهم که چرا؟

بدان جهت که زبان حق گو و شمشیر عدالت علی آشنا و نا آشنا نمیشناختو تنها بر اساس حق و قانون به حرکت در می آمد.

 

13)  بر آینده بشریت

14)  بر محرومیت جامعه ونسل های امت

15)  بر فرزندان عدالت خواه و ستم ستیزش

 

 

  • سید مهدی
۰۵
ارديبهشت

بسم الله الرحمن الرحیم

میخواهند شلمچه را از ما بگیرند

این روزها خببر های عجیبی به گوش میرسد. و اتفاقات عجیبی می افتد.این روزها گویی همه چیز و همه کس دست به دست هم داده اند تا گذشته ای درخشان و پر افتخار را از ذهن تاریخ بگیرند و به فراموشی بسپارند. این روزها سعی میکنند وا نمود کنند دفاع ما مقدس نیست و خوزستان و شلمچه اش آش دهن سوزی نیستند.این روزها نویسندگان شلمچه قلمشان را تغییر داده اند و راویان سمعی و بصریش سر دوربین های خود را به طرف دیگری چرخانده اند تا زاویه ای دیگر از جنگ را نشان دهند.این روزها دیگر نمیخواهند بگویند که:

((شلمچه سرزمین با شرافتی است که شرافت خود را از دو حادثه و دو قافله و دو قدم دریافت کرده است . قافله ی از مدینه به سوی خراسان حرکت کرد ، امیر این قافله حجت خدا حضرت علی ابن موسی الرضا (علیه السلام) بود که در مسیر خویش از بصره به سوی اهواز بر خاک شلمچه قدم نهاد و شبی را در نخلستان این منطقه بیتوته کرد.قافله دیروز مولا ، ردپایی از خود برجای گذاشت که شیعیانش در دفاع مقدس ، در منطقه شلمچه جاده امام رضا (علیه السلام) را امدند و سینه ها را سپر کردند و با فریاد " یا زهرا (س) " خون دادند که دیگر به اسلام سیلی نزنند و مولایشان را به ولایتعهدی مامون نبرند.))

این روزها میخواهند کاربری شلمچه را عوض کنند.میخواهند دیگر شلمچه، شلمچه نباشد.دیگر زمان این حرف ها گذشته است که عده ای بیایند و کفشهایشان را برای ورود به آنجا از پا در بیاورند و بشنوند: فاخلع نعلیک.انک ....

این روزها میخواهند بگویند هر کسی وارد نشود.باید یا تاجر باشی با برگ سبز داشته باشی.

یادش بخیر.قدیم ها میخواندیم که:

خیلی ها شلمچه را با غروبش میشناسند. غروب که میشود سرخی آسمان که جای خورشید را میگیرد حزن عجیبی میریزد در دلهای عاشق.آدم انگار دیوانه میشود. ...

باز هم شلمچه را با غروبش میشناسند.اما آدم هایی که باید بشناسند فرق میکنند.قدیم ها عده ی نذر میکردند که غروب و برای نماز مغرب شلمچه باشندو این روز ها قرار است عده ای به دلیل گرمای شلمچه چاره ای جز این نداشته باشند.این روزها می خواهند شلمچه را نمایشگاه، کنند. اما نه نمایشگاه آثار دفاع مقدس.نمایشگاهی مرزی برای کالای وارداتی.میخواهند شلمچه راتبدیل به  انبار، سردخانه‌ مواد غذایی و سیلو کنند.فرقی ندارد برایشان که دلهای چه کسانی آنجا جا مانده است.  فرقی ندارد که هر سال چه جمعیتی برای باز دید به آنجا می امدند و قلب های چه کسانی با  آن جا پیوند خورده است. شاید باید ما هم عادت کنیم که شلمچه ای نداشته باشیم.شاید باید عادت کنیم که سال دیگر شلمچه ای وجود ندارد که به زیارت آن برویم.شاید سال دیگر باید برای غروب روز اول سفر برنامه ای دیگر بریزیم.شاید...

کاش امسال مشتی بیشتر از خاک شلمچه را با خود می آوردم

پ ن :

1)کاش آوینی زنده بود

۲)  آوینی زنده است. ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاْ بل احیا.....

  • سید مهدی