نا گفته های یک...

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب
  • ۹۱/۱۱/۲۵
    ...

چه میگویم؟

سه شنبه, ۳ آبان ۱۳۹۰، ۱۰:۵۶ ب.ظ
از جاده سه شنبه شب قم ...

چه دلتنگی عجیبیست...

کربلا...

یا امام رضا...

دستمان کوتاه است...

پ ن:

آقای رییس جمهور ! چرا دروغ میگویید؟ ما نه متاثریم نا ناراحت.بلکه بسیار خوشجال هم هستیم. کمی زندگی شهدا را مطالعه کنید.این جا را بخوانید.جهان رو به بیداری اسلامی است و شما رو به خواب

آقای رییس جمهور مدعی آرمان های امام!!!

مگر امام نفرمود اگر از صدام بگذریم، اگر مسأله قدس را فراموش کنیم، اگر از جنایت های امریکا بگذریم از ال سعود نخواهیم گذشت. ان‌شاالله اندوه دلمان را را در وقت مناسب با انتقام از امریکا و ال سعود برطرف خواهیم کرد و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم گذاشت و با برپایی جشن پیروزی حق بر جنود کفر و نفاق و ازادی کعبه از دست نااهلان و نامحرمان به مسجد‌الحرام وارد خواهیم شد.

  • سید مهدی

نظرات  (۲)

ان شاءالله
جاده 3شنبه شب قم....
مستی نه از پیاله نه از خم شروع شد
از جاده‌ی سه‌شنبه شب قم شروع شد

آیینه خیره شد به من و من به آینه
آن‌قدر خیره شد که تبسم شروع شد

خورشید ذره‌بین به تماشای من گرفت
آن‌گاه آتش از دل هیزم شروع شد

وقتی نسیم آه من از شیشه‌ها گذشت
بی‌تابی مزارع گندم شروع شد

موج عذاب یا شب گرداب؟ هیچ‌یک
دریا دلش گرفت و تلاطم شروع شد

از فال دست خود چه بگویم که ماجرا
از ربنای رکعت دوم شروع شد


در سجده توبه کردم و پایان گرفت کار
تا گفتم السلام علیکم... شروع شد

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی